نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در جمعه دهم مرداد 1393ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

میرزا جواد آقا گفته : اگر نورانیت یک ماه رمضان را به یک ماه رمضان دیگر برسانید ، عاقبیت به خیر می شوید


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در جمعه سوم مرداد 1393ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 سيّد بن طاووس رحمه الله اين دعا را در كتاب «مهج الدعوات» از امام جواد عليه السلام نقل مىكند ؛

أَللَّهُمَّ إِنَّ ظُلْمَ عِبادِكَ قَدْ تَمَكَّنَ في بِلادِكَ حَتَّى أَماتَ الْعَدْلَ ، وَقَطَعَ السُّبُلَ، وَمَحَقَ الْحَقَّ، وَأَبْطَلَ الصِّدْقَ، وَأَخْفَى الْبِرَّ، وَأَظْهَرَ الشَّرَّ ، وَأَخْمَدَ التَّقْوى ، وَأَزالَ الْهُدى ، وَأَزاحَ الْخَيْرَ ، وَأَثْبَتَ الضَّيْرَ ، وَأَنْمَى الْفَسادَ ، وَقَوَّى الْعِنادَ ، وَبَسَطَ الْجَوْرَ ، وَعَدَى الطَّوْرَ . أَللَّهُمَّ يا رَبِّ لايَكْشِفُ ذلِكَ إِلّا سُلْطانُكَ ، وَلا يُجيرُ مِنْهُ إِلّاَ امْتِنانُكَ .

أَللَّهُمَّ رَبِّ فَابْتُرِ الظُّلْمَ ، وَبُثَّ حِبالَ الْغَشْمِ ، وَأَخْمِدْ سُوقَ الْمُنْكَرِ ، وَأَعِزَّ مَنْ عَنْهُ يَنْزَجِرُ ، وَاحْصُدْ شافَةَ أَهْلِ الْجَوْرِ ، وَأَلْبِسْهُمُ الْحَوْرَ بَعْدَ الْكَوْرِ ، وَعَجِّلِ اللَّهُمَّ إِلَيْهِمُ الْبَياتَ ، وَأَنْزِلْ عَلَيْهِمُ الْمُثَلاتِ ، وَأَمِتْ حَياةَ الْمُنْكَرِ لِيُؤْمَنَ الْمَخُوفُ ، وَيَسْكُنَ الْمَلْهُوفُ ، وَيَشْبَعَ الْجائِعُ ، وَيَحْفَظَ الضَّائِعُ ، وَيَأْوَى الطَّريدُ ، وَيَعُودَ الشَّريدُ ، وَيُغْنَى الْفَقيرُ ، وَيُجارَ الْمُسْتَجيرُ ، وَيُوَقَّرَ الْكَبيرُ ، وَيُرْحَمَ الصَّغيرُ ، وَيُعَزَّ الْمَظْلُومُ ، وَيُذَلَّ الظَّالِمُ ، وَيُفَرَّجَ الْمَغْمُومُ ، وَتَنْفَرِجَ الْغَمَّاءُ ، وَتَسْكُنَ الدَّهْماءُ ، وَيَمُوتَ الْإِخْتِلافُ ، وَيَعْلُوَ الْعِلْمُ ، وَيَشْمَلَ السِّلْمُ ، وَيُجْمَعَ الشَّتاتُ ، وَيَقْوَى الْإيمانُ ، وَيُتْلَى الْقُرْآنُ ، إِنَّكَ أَنْتَ الدَّيَّانُ الْمُنْعِمُ الْمَنَّانُ .(20)

بار خدايا ؛ همانا ظلم و ستم بندگانت در سرزمين هاى تو قدرت و توانايى يافته و عدالت را از بين برده و راههاى هدايت را قطع كرده و حقّ و حقيقت را از بين برده و صدق و راستى را نابود كرده و خير و نيكى را مخفى كرده و شرارت و بدبختى را آشكار كرده و نور تقوا را خاموش كرده و هدايت و خوشبختى را نابود كرده و خير و بركت كنار گذاشته شده و كجى و خروج از حقّ را تثبيت كرده و فساد و تباهى را رشد داده و كدورت و كينه توزى را در بين مردم تقويت نموده و ستمگرى را گسترش داده و از حدّ تجاوز كرده است .

بار خدايا؛ اى پروردگار عالميان؛ هيچ كس و هيچ چيزى جز سلطنت و قدرت تو آنها را برطرف نمىكند و هيچ كس قادر به نجات مردم از دست آنان نيست مگر لطف و بخشش تو .

بار پروردگارا؛ ريشه ظلم و ستم را قطع كن ، و طناب ستمگرى و بيدادگرى را پاره پاره كن و بازار شرارت و بدى را كساد كن و كسانى را كه از آنها نفرت دارند، عزيز فرما ؛ و ريشه گروه ستمكاران را از بيخ و بن بركن و آنان را بعد از ناز و نعمت و فراوانى به كمبود و نقصان دچار فرما و به حمله و شبيخون زدن و غافل گيرى آنان شتاب كن ؛ و عقوبت هاى سخت را بر آنان نازل فرما؛ و بدىها و بدكاران را بميران تا آنان كه از دست آنان در ترس و وحشت سر مىبرند، آرام گيرند و انسانهاى دلسوخته و اندوهگين به آرامش برسند و گرسنه ها سير شوند و چيزهايى كه دچار تباهى شدند، محفوظ بمانند و فرارى ها مأوى گيرند و آواره ها برگردند و فقرا غنى شوند و به امان خواهان، امان داده شود، و پيران تكريم شوند و اطفال مورد ترحّم واقع شوند و مظلوم عزيز شود و ستمگر خوار و ذليل شود و غم هاى انسانهاى اندوهگين برطرف شود و دشوارىها راحتى يابند و شورش ها آرام شود و اختلاف و دوگانگى از ميان برود؛ و علم و دانش برترى پيدا كند؛ و صلح و آشتى فراگير شود و تفرقه و پراكندگى به اتّحاد و اجتماع مبدّل شود و ايمان قدرت بگيرد و قرآن تلاوت گردد، همانا تو پاداش دهنده روزىده و بسيار احسان كننده هستى. ( مهج الدعوات : 315 .)


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 3:41 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

 

شب قدر است و من قدری ندارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 4:6 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

حضرت علی(ع) در جایي میفرمایند من شما را به پنج چیز توصیه میکنم
که اگر در تمام عمر برای این پنج چیز پاشنه های پایتان رابه پهلوی شتران بسایید شایسته است. اگر تمام عمر را در سفر بگذرانید تا این پنج چیز را بدست آورید، میارزد.
حال توجه کنید که تأکیدی که میشود مؤکد کسی است که ”نه جهل “و ”نه طمع ورزی“ و ”نه سوءنیتی “در او راه ندارد.
مسلما زیر تأکید او لطایفی نهفته است که از راه عادی قابل کسب نیست.(تأکید در جملات زیاد است):
١- هیچ یک از شمابه هیچ موجودی دل نبندد، الا به خدای متعال. به هیچ موجودی امید نبند، نسبت به همه ناامیدباش. چون آنکه «پایا» نیست، دلبستگی را نشاید.
٢- احدی از شما نترسد مگر از گناه خودش. خوف از خدا که در قرآن آمده درواقع خوف از خدا نیست، خوف از عدالت خدا است که درواقع خوف از گناهکاری خود ماست. آنکه ما را به خاک سیاه مینشاند، گناه ماست. خدا موجود ترسناکی نیست. خداوند موجودی است که ما به او دل میبندیم و به او عشق میورزیم.
٣- اگر چیزی از شما پرسیدند که نمیدانید، هیچ حیا نکنید بگویید نمیدانم. حضرت علی(ع) میفرماید هرکس نمیدانم را فراموش کند، به قتلگاه خود میرود.
٤- و به محض اینکه فهمیدید چیزی را نمیدانید از پرسیدن حیا نکنید.
٥- پایدار باشید،که صبر در زندگی به منزله سر است در بدن. همانطوری که خیری در بدن بدون سر نیست. در ایمان بدون صبر هم سودی نیست، پس درامور شکیبایی بورزید.

رويكرد وجودي به نهج البلاغه
استاد مصطفي ملكيان


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 4:6 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 4:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 

با خبر شدم حسن حاج محمدی معروف به حسن عظیم دار فانی را وداع گفت. از زبان عوام الناس شاید یکی از دیوانه های شهرمون فوت کرده است اما خدا رحمتش کند. جز خنده ای که بر لبان مردم می آورد کار دیگری نمی کرد. خاصیتش برای این شهر از بسیاری از افراد به ظاهر سالم بیشتر بود. نگاه نافذی داشت .عکس العمل های تبسم برانگیزش با شناخت محیط، لحظه و افرادی بود که با آن مواجه می شد. چه بسا خاطره های خنده داری که از نقل محافل است ناشی از این تیزبینی بود و برای همین من جرات نمی کنم با بی ادبی لقب دیوانه به او بدهم. او را باید بیشتر شخصیتی بهلول وار دانست که در جامعه ای که خود درک پائینی داشتند، کلام های نغزش برای دیگران نمود دیوانه وار داشت. در حقش شنیده ام ظلمهایی شده بود که روزگار به کامش نبود اگر چه ایام را به کام بقیه خوش می کرد. یادمه در بسیاری از انتخابات ها که به هر حال رای های باطله ای وجود داشت رای او از برخی کاندیداهای دیگر در صندوق محل بیشتر می شد. متاسفانه فرهنگ بسیار زشت و زننده در شهرمان داریم. با افرادی که مشکلات روحی دارند برخوردهای توهین آمیز و زننده ای داریم و بعضا مشکلات این افراد را شدیدتر می کنیم. مهم نیست دکترا داری و یا بیسوادی مهم اینه که بدانی چگونه مانند یک انسان اخلاق مدار زندگی کنی. امیدوارم با افراد دیگری از این جنس مهربان تر باشیم. روحش شاد.

نوشته:  مهدی قندی


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در جمعه بیستم تیر 1393ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

  بعضی هاﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ! ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺳﺎﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭﻣﺎﺩﺭ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪٔ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺟﯿﻢ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ . ﻗﺒﻠﺶ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﯼ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻭ ﺳﻦﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ .ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺍﺭ ﻭﻧﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ .ﺷﺐ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﯾﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﯾﺎ ﺳﻨﮕﺮ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ .ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ . ﺷﻬﺪﺍ ! ﺷﻤﺎﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﺪ ! ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪﺧﻠﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ... " ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ...


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 2:18 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

 


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |


انسان بايد اول نفس خود را سالم كند، تا بركت سلامت نفسش به ديگران برسد…
و براى سالم داشتن نفس خود بايد دين خود را سالم كنى.علاوه بر اين عقل تو نيز بايد از گزند نفس تو سالم باشد، زيرا كه عقل از اعظم نعمت هاى الهى نسبت به بنده است ….
اساسا بندگى خدا به وسيله عقل ميسر مى شود و مدار ثواب و عقاب ، بهشت و دوزخ و تمام خيرات دنيا عقل است . عقل نور عظيمى است كه اگر نباشد به منزله آن است كه ديگر هيچ چيز نيست .
حضرت امام صادق عليه السلام به هشام فرمود : هر كس ‍ كه درخشش نيروى فكرى خويش را در كدروت آرزوهاى دور و دراز به تاريكى كشاند و ظرائف حكمتش را با سخنان زائد و بى حاصل ضايع كند و نور عبرت و پند آموزيش رابه وسيله كلام فضولش خاموش سازد، به حقيقت ، در نابودى عقل خويش كمك كرده است


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

خود مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نقل فرمودند:بیش از هفت سال نداشتم که نزدیک غروب آفتاب یکی از روزهای ماه رمضان که با تابستانی گرم مصادف شده بود، به اتفاق پدرم، به خدمت استاد حاجی محمد صادق تخت فولادی (استاد شیخ حسنعلی)، مشرّف شدم.
در این اثناء کسی نباتی را برای تبرک به دست حاجی داد. استاد نبات را تبرک و به صاحبش رد فرمود و مقداری خرده نبات که کف دستش مانده بود، به من داد و فرمود بخور، من بیدرنگ خوردم
پدرم عرض کرد: حسنعلی روزه بود. حاجی به من فرمود:پس چرا خوردی؟ عرضه داشتم: اطاعت امر شما را، مگر نمی دانستی که روزه ات با خوردن نبات باطل می گردد. عرض کردم: آری، فرمود:
استاد دست مبارک خود را بر شانه من زد و فرمود: با این اطاعت بهر کجا که باید می رسیدی رسیدی.


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |

یک شب سه نفر که فقیر بودند و تازه وارد مدینه شده بودند، در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم خواستند که آنها را مهمان کنند. یکی را پیامبر اکرم (ص) به خانه بردند، دیگری را حضرت امیر (علیه السلام) به منزل بردند و سومی را کسی پیدا نشد به منزل ببرد. لذا به ناچار در مسجد ماند و مهمان خدا شد . فردا که آن سه نفر مجددا به هم رسیدند، از شام شب گذشته از هم سؤال کردند. اولی گفت: من در منزل پیامبر (ص) نان و سرکه خوردم. دومی گفت: من در خانه امیرالمومنین (ع) نان جو و نمک خوردم. سومی گفت: ولی من تا صبح هر چه به سقف مسجد نگاه کردم بلکه خدا غذایی بفرستد، چیزی نرسید و شب را گرسنه به سر بردم. جبرئیل به پیامبر اکرم (ص) فرود آمد و ماجرا را برای حضرت نقل کرد و گفت: خداوند فرمود من هر چه در بهشت و کائناتم گشتم، غذایی بهتر از گرسنگی نیافتم که درخور مهمانم باشد، لذا با گرسنگی از او پذیرایی کردم...؛ شرط زنده ماندن غذا خوردن نیست، اصحاب کهف بیش از سیصد سال در غار خوابیدند و بدون خوردن غذا زنده ماندند. یک وقت دیدی خدا خواست ما را هم بدون
غذا نگاه دارد. در ماه رمضان خدا که مهمانی داد، با گرسنگی از مهمان هایش پذیرایی کرد. اگر چیزی بهتر از آن بود با آن پذیرایی می کرد. هر که مهمان خدا شود، کم کم از خوردن و آشامیدن می افتد؛ همه حواسش به او می رود و علم و محبت، او را سیر و سیراب می کند. مؤمن با کرُه می خورد و می خوابد و می پوشد، یعنی رغبت به آنها ندارد.


نويسنده و يا انتخاب متن توسط: فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 1:51 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی |