شیخ جعفر مجتهدی

جمع آوری از فریدون کدخدایی

اینجا هستند خیلی ها که آروزی نیستن می کنند (1)‌

 

 

اینجا گوشه ایی از شهر من است جایی که امامزاده هایی طلایی رنگش سر از خرابه ها بیرون آورده اند اینجا در شهر ما میلیاردها تومان خرج می شود تا گلدسته ها بالا بیایندمیلیارد ها تومان حرج می شود که گلدسته در دید مردم باشد اگرچه خانه ی مستمندی بدون آذوقه باشد  کاخ هایی این شهر امامزاده های آن هستند در اطراف کوخ ها یی به وسعت یک محله .

وما در این پوچی خودنماییها سرگردانم

هستند کودکانی که چندین روز است غذایی ندارند

هستند بیمارانی که درد تنفس می کنند وهستند خیلی ها که آروزی نیستن می کنند دخترانی که شاید برای نداشتن جهیزیه افسرده اند پدرانی که سر در گریبان خویش به فکر فردای بچه هایشان هستند کارگرانی که چندین ماه است حقوقی نگرفته اند  وخیلی چیزهای دیگر.....

ولی مداحان این حسینیه ها یک شب ملیونی پول می گیرند تا بر علی گریه کنند که شب ها برای مستمندان آذوقه می برد و هرچه داشت در راه فقرا خرج کرد بر او گریه می کنند تا چرب تر پول بگیرند شاید روغن روضه هایشان گریه است وبس .


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۱۲:۵۳ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

در هیبت شیراز و جهانی که در او هست
حق دارم اگر خوار کنم نصف جهان را!

من با توام از قرن کنون تا سده ی هفت
این قدرت عشق است که پیموده زمان را !


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۱۴:۳۶ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

نوروز بمانید كه نوروز شمایید.....


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۱۷:۴۸ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

اعتراف میکنم ما تماشاگرانی بیش نیستیم....... —

 


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۴:۵۵ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

این روزها (37)‌

 


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۴:۵۴ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

خاطره ای از پرویز پرستویی

 


یادمه هشت سالم بود
یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون
خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
واسه همین تو صف موندم
ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
الان پنجاه سالمه ،اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهم تره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت می سنجند!


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۲۰:۵۶ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

بچه های شهید ما

 

 

داعش خلبان اردنى را با شقاوت سوزاند، دنيا محكوم كرد،
ولى كسى از خلبان ايرانى اسير شده اى كه به دستور صدام، زنده زنده، با دو جيپ، آنقدر از دو طرف كشيده شد تا دو نيم شد و قطعات پيكر مطهرش، براى سالها نيمى در نينوا و نيمى در موصل مدفون بود، يادى نكرد.پس از سقوط هواپیمای وی و دستگیری استاد خلبان ٣١ ساله در عراق، صدام حسین دستور داد بدنش را به دو نیم کرده نیمی را در گورستان محافظیه شهر نینوا و نیمه دیگر آن را در قبرستان زبیر شهر موصل به خاک سپرده شود.
او مردى بود كه به صدام ثابت كرده بودبچه های رزمنده ايران هيچ رقيبى ندارد.
"شهيد سرلشكر خلبان على اقبالى"
روحش شاد و یادش گرامی...


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲۳:۵۸ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

کربلا


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۲۱:۹ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

فقر فرهنگی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت ۱۵:۶ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

این روزها (35)‌

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت ۱۵:۶ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

طنز سیاست این روزها

 

 

نخست وزیر ترکیه و اسراییل که از بزرگترین حامیان داعش در منطقه هستند، در مراسم ضد تروریسم فرانسه بر علیه تروریسم شعار میدهند!

وای بر این روزگار


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت ۱۵:۵ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

شارلی ابدو

 

ترور ناجوانمردانه به هر شکلی محکوم وغیر قابل دفاع است اما در ماجرای شارلی ایدو فرانسه جای یک سوال خالی است اگر آزادی بیان تا این قدر منزلت دارد  چرا در این فرانسه هیچ روزنامه نگاری جرات ندارد درمورد هولوکاست کاریکاتور بکشد تحقیق وهرگونه ابراز عقیده خلاف سیره کنونی جرم محسوب می شود ؟

اگر برای منزلت انسانی تمام  مجالس کشورهای بزرگ دنیا یک دقیقه سکوت می کنند چرا کودکان کرد گرفتار سرما در سوریه که از حداقل های ممکن محروم هستند اصلا به نظر نمی آیند ؟11


نویسنده یا انتخاب متن : فریدون کدخدایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت ۱۵:۵ بعد از ظهر  توسط فریدون کدخدایی  | 

مطالب قدیمی‌تر