a
بهرام بیضایی را برای اولین بار در آران دیدم در جایی که بد فهمی بعضی حضرات، سالها تساهل و تسامح مذهبی را برای خانواده اش از بین برده بود .
بزرگ بود واز اهالی امروز بود. بسیار خونگرم وان قدر خودمانی که به قول خودش هزاران سال در این جا زیسته است .
از زندگی گفت هرچند از نامردی ها و نامرادی های روزگار گله داشت .
او هزاران سال بعد از مرگش ، نام ویادش زنده است.
بیضایی در سالروز تولدش در آینه « فیلم مسافران» نگاهش را به ما سپرد و رفت .
یادش گرامی
#ادبیات
هانا آرنت، فیلسوف سیاسی، با بررسی پرونده آدولف آیشمن، یکی از سازماندهندگان اصلی هولوکاست، مفهوم “بانالیته شر” (Banality of Evil) را معرفی کرد. آیشمن نه یک هیولا یا فردی روانپریش، بلکه یک بوروکرات عادی بود که وظایفش را بدون پرسش از اخلاقی بودن آنها انجام میداد.
آرنت در کتاب “آیشمن در اورشلیم” نشان داد که آیشمن خود را نه یک جنایتکار، بلکه یک “تکنوکرات” میدانست که تنها دستورها را اجرا میکرد. او هیچ کینه شخصی نسبت به یهودیان نداشت و حتی در زندگی شخصیاش فردی منضبط و قانونمند بود.
مثالهای تاریخی مانند هولوکاست، گولاگهای استالین، و انقلاب فرهنگی مائو نشان میدهند که چگونه “افراد عادی” بدون احساس گناه، در جنایتهای سازمانیافته شرکت میکنند. و آنها این اعمال کثیف را تنها “انجام وظیفه” میدادند.
آرنت هشدار داد که
“شر” همیشه هیولاوار نیست؛ بلکه اغلب در قالب “انضباط”، “اطاعت”، و “انجام وظیفه” ظاهر میشود. این افراد، بدون پرسش از معنای اخلاقی اعمالشان، تنها دستورها را اجرا میکنند.
درس اصلی این است که باید همیشه نسبت به سیستمهایی که “اطاعت کورکورانه” را ترویج میکنند، هوشیار بود. “مسئولیت اخلاقی” هر فرد در برابر سیستمها، تنها سدی است که میتواند از تکرار چنین فاجعههایی جلوگیری کند
شبکهٔ امنیتیِ منطقهایِ هدایتشده از سوی آمریکا (CENTCOM) شامل هماهنگیهای نظامی و اطلاعاتی میان اسرائیل و چند کشور عربی است؛ این همکاریها شامل تبادل اطلاعات، برنامهریزی مشترک و همپوشانی در سامانههای پدافندی/هوایی بوده است.
سیاست رسمیِ CENTCOM و فرماندهانِ مربوطه از چند سال پیش بر ایجاد «Regional/Regional Security Constructs» و «layered assurance» برای تقویت بازدارندگی در برابر رقبا (بهویژه ایران) تأکید کردهاند؛ چنین سیاستهایی نهایتاً ساختارهای نهادی و عملیاتی را برای همکاریِ منطقهای فراهم میکنند.
تحلیلهای پژوهشی و مطالعات نهادهای پژوهشی نشان میدهد که توافقهای سیاسی مثل «Abraham Accords» زمینهساز شکلگیری همکاریهای راهبردی و دفاعی میان اسرائیل و برخی کشورهای خلیج شدهاند؛ این همکاریها میتواند منجر به تغییر مکانیسمهای توازن منطقهای شود، هرچند جهتگیری و نتایجِ آن در منابع مختلف متفاوت تفسیر شده است.
گزارشهای خبری و تحلیلی اخیر نیز نشان میدهند که ایالات متحده در عمل با اعزام نیروها یا تخصیص تسهیلات و کمکهای نظامی از نقشآفرینی اسرائیل در ساختار منطقهای پشتیبانی کرده است — عنصری که میتواند به اسرائیل در استفاده از اهرمهای دیپلماتیک و نظامی برای تقویت موقعیتش کمک کند.
برخلاف شواهد همکاری عملی، تبیینِ انگیزهها («قصد تغییر موازنهٔ قدرت بهنفع اسرائیل» یا «گرفتن امتیاز از آمریکا») نیازمند دسترسی به اسناد هدفمندتر (اتفاقات داخلی تصمیمسازی، مکالمات دیپلماتیک صریح، اسناد سیاستگذاری بلندمدت) است؛ آنچه موجود است بهصورت پراکنده و غالباً عملیاتی/پدافندی است و نشاندهندهٔ همکاریِ تاکتیکی/عملیاتی بیشتر از اعلانِ علنیِ یک هدفِ اعلامشدهٔ هژمونیک است.
تحلیل و نقد روششناختی شواهد
تمایز میان «همکاری تاکتیکی» و «هدفگذاری راهبردی برای تغییر توازن قدرت»: اسناد نظامی و ارائههای CENTCOM معمولاً نشاندهندهٔ همکاریهای عملیاتی برای «مدیریت تهدید» هستند؛ اما اثبات اینکه این همکاریها یک هدف اعلامشده یا برنامهریزیشده برای «تضعیف رقیب و کسب امتیاز از آمریکا» بودهاند مستلزم یافتن شواهد صریح (مثلاً دستورالعملهای استراتژیک داخلی، مذاکرات محرمانه که هدفگذاری بدیهی کند، یا تهاترهای مستند دیپلماتیک/نظامی) است.
سوگیری گزارشگری و گزینش داده: بسیاری از گزارشهای خبری بر مبنای اسناد فاششده یا منابع ناشناس ساخته شدهاند؛ باید اعتبار و انگیزهٔ افشاگران/نویسندگان و کاملبودن اسناد را بررسی کرد تا از گزارهسازیِ معکوس (inference overreach) جلوگیری شود.
چندمنظریخوانی لازم است: برای نتیجهگیریِ قاطع باید منابع طرفهای مختلف (اسرائیلی، عربی، آمریکایی، و تحلیلگران مستقل/آکادمیک) را کنار هم گذاشت تا تناقضها و همپوشانیها روشن شود.
جمعبندی (قضیهٔ منطقی و مبتنی بر شواهد)
وجود همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان اسرائیل و برخی دولتهای عربی، تسهیلشده توسط ساختارهای آمریکایی، بهروشنی مستند و گزارش شده است. این همکاریها میتوانند تأثیراتی بر توازن منطقهای داشته باشند (مثلاً افزایش توان پدافندی متحدان، همگرایی ضدایرانی).
با این حال، اثباتِ نیتِ صریح و برنامهریزیشده برای «به هم زدن موازنهٔ قدرت به نفع اسرائیل» و «استفاده از این همکاریها برای گرفتن امتیاز از آمریکا» نیازمند مدارکی است که فراتر از اسناد عملیاتی و گزارشهای خبری فعلی است؛ در وضع کنونی، نتیجهگیریِ قطعی فراتر از «محتمل/قابلِ استناد به شواهد ناقص» نیست.
1) یکبار به دوستی از محله دهنو آران گفتم این آقای ناصریان آدم بسیار خوب وبرای من دوست داشتنی است با نگاه و لهجه خاص خودش گفت برای دهنو چه کرده است ؟! در زمانی که دو دستگی بین دو طایفه در دهنو بود و به خونریزی منجر شد یک بار آمد جلسه ی بچیند دو طرف را دعوت کند و بگویید شما چرا این جوری به هم می پرید او که در دهنو بسیار متنفذ (کاریزما ) بود ومردم لفظ (چه بیه یه ) را برایش به کار می بردند برای رفع دو دستگی های محلی چه کرد ؟!! در دو دستگی چهار سوق و دهنو هم فقط سرش را پایین می انداخت و فقط از مسجد تا خانه کار روزانه اش بود یک بار کاری که از این همه تشتت و افتراق بکاهد انجام داد ؟ من آن روز با گفته این جوان دهنویی به فکر رفتم و نمی دانستم چه بگویم وحرف را عوض کردم ولی بارها در ذهنم این جمله ها جولان می داد
البته من آقای ناصریان را چندباری که زیارت کرد انسانی سلیم النفس ، مهربان وبسیار متواضع دیدم چرایی عملش شاید دلیلی دارد که خودش باید در این مورد پاسخگو باشد هرچند این روزها در بستر بیماری است و بنده خدا زمین گیر شده است از خدای بزرگ طلب سلامتی و صحت را برای ایشان خواستارم
2) امروز در وبلاگ دل نوشته از شیخ احمد روحانی به عنوان روحانی روشنفکر یاد شده است من هنوز ایشان را ندیده ام نه تصویری از ایشان در ذهن دارم و نه سخنی شنیده ام. ایشان را اگر از نزدیک هم ببینم نمی شناسم پس در این مورد خود را صالح برای اظهار نظر نمی بینم که اعتقاد من این است برای اشخاص حقیقی در بسیاری از موارد انسان حق اظهار نظر ندارد اما شخصی که افعال سیاسی و اجتماعی داشته باشد بازخورد افعالش باید رصد شود یعنی آن فرد تبعات تحلیل بازخورد اقوال وافعالش را باید بپذیرد
بازخوردی که در اوایل دهه 70 من ازآقای روحانی در افعالش دیدم شیخ احمد روحانی لیدر جمعیتی بود که به تبعیض های منطقه ی خود معترض بودند که خود شاهد بودم این اعتراض ها به واندالیزم شدید هم کشیده شد اعتقاد داشت که سیر اعتراض های منطقه ی را به نافرمانی مدنی تسری دهد وبه قول دوستمان دغدغه رشد وتعالی شهر آران وبیدگل واز بین بردن آثار تبعیض هایی که در این زمینه وجود داشت را دارا بودند
البته من از کم و کیف تخصیص بودجه به شهرها بی اطلاعم و در این مورد اظهار نظری نمی کنم چون متخصص این امر نیستم به نظر من یک تیم متخصص بی طرف باید بنشینند و چگونگی تخصیص بودجه را بررسی کنند ،چه فرقی بین این طرف شهر و آن طرف وجود دارد ؟ البته این مورد در تمام شهر ها باید انجام شود چون در این باب زیاد مشگل داریم متاسفانه دولت فعلی سازمان برنامه و بودجه را هم منحل کرد !!
اما آقای روحانی چیزهایی که من می دانم !!
من یک معلم هستم و در جاهای مختلفی درس دادم در ایلام که بودم دو شهر دره شهر وایلام سر بودجه و بعضی از مسائل اختلاف شدیدی با هم داشتند خرم آباد و بروجرد آنقدر با هم مشگل داشتند که من تعجب می کردم خودتان می دانید کاشان با اصفهان ، امروز که نراق بودم می گفتند نراق با دلیجان با هم مشگل عدیده دارند این شهر هایی هست که من در آنجا بودم اطمینان دارم دوستان می توانند بسیاری از شهرهای دیگر را نام ببرند که در این لیست قرار بگیرد چرا این همه اختلاف در شهرهای مختلف ایران وجود دارد ؟ چه کسانی از این اختلاف ها سود می برند؟ با حجم عظیم اختلافات شهری در ایران مطمئن هستید فریب نخورده اید ؟ واین موارد بازی های سیاسی نبود که قالب تبعیض ظهور پیدا کرد به قول شما طلبه ها نسبت به این امر علم داشتید ؟ چون برای من وجود این همه اختلاف در شهرهای مختلف سوال برانگیز است !؟ شاید این اختلافات دلایل دیگری دارد ولی در زدودن آن کسی قدم بر نمی دارد !!
حتما با تعریف هایی که از تقوا و خدا ترسی شما می شنوم این اطمینان را پیدا کرده اید که لیدر یک جمعیت شده ایدو فریب نمی خوریدوالله اعلم ...
و اما به آران وبیدگل خودمان بیاییم من در دبیرستان شهید عبدالهی آران و هم در دبیرستان شهید خدمتی بیدگل درس داده ام از نفرتی که درچشمان بسیاری از بچه های معصوم بیدگلی نسبت به آران دیدم بگویم ؟! با نام آران ، بچه ها روترش می کنند بسیار دیده ام که آران را دزد اموال خودشان قلمداد کرده اند می دانید نفرتی که در کودکی و نوجوانی کاشته شود به سختی از بین می رود و شاید چند نسل باید بگذرد و فرهنگ سازی شود تا این نفرت پاک شود شما سهم خود را در کاشت این نفرت به عنوان لیدر یک مجموعه چقدر می دانید ؟ وسهم خود را در زدودن آن چقدر ؟! شاید در بین خانواده هایی آرانی وبیدگلی که عروس یا دامادش از یک کدام منطقه است چه بحث هایی که پیش نیامده است به فرض مسئولین آرانی به مردم بیدگل ظلم کرده اند رودرروی مردم آران و بیدگل کدام تبعیض را بر طرف می کرد ؟ رودرویی از جماعتی چه سودی برای منطقه شما داشت شما به عنوان یک کاریزما می توانستید در زدودن این نفرت عملی انجام دهید ولی یا عمدا نکردید ویا با سکوت یا خدای ناکرده بر آتش این نفرت نفت پاشیدید! امیدوارم که این گونه نباشد
جناب آقای روحانی نگوید که نمی توانستید که از شما این توجیه پذیرفتنی نیست چرا که در انتخابات مجلس با تایید و فرمان شما مردم بیدگل به یک آرانی رای دادند پس بعد از نزدیک 20 سال هنوز بسیاری از مردم بیدگل از شما فرمان می گیرند دنیا دار آزمایش است اگر این سوالات را فردای قیامت خداوند از شما بپرسد چه جوابی دارید ومسئولین شهر ما برای دامن زدن به این اختلافات که در سطح فرهنگی جامعه هم رخنه پیدا کرده است چه جوابی می دهند شاید بگویید این تبعات یک اعتراض است این جواب را در قیامت به خداوند هم خواهید داد ؟!شما بهتر از من می دانید درآیه « فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» این کلمه «يره» انسان را در چه مضیغه ی می گذارد آیا این همه نفرت در دو منطقه کاشتند و شما با نفس کاریزمایتان هیچ کاری نکردید مشمول این مِثْقَالَ و این يَرَهُ نیستید! شما خود را در این نفرت چقدر سهیم می دانید آیا این راه رودررویی با تبعیض از طرف مسئولین آرانی باید اینقدر تبعات فرهنگی جبران ناپذیر داشته باشد مطمئن باشید در این جریان من طرف دار آن دست از آرانی هایی که سبب تبعیض وایجاد نفرت شدند نیستم که از آنها متنفرم آنها هم باید در درگاه الهی پاسخگو باشند چند روز مدیریت این جیفه جهانی اینقدر ارزش ندارد که بذر نفرت رادر کودکان خود بکاریم شما که حسن تقوا و ترک محرمات و شبهه ناک تان شهره نزدیکانتان هست چرا !؟
جناب روحانی این سطح نفرت و دشمنی تا سطوح درس خوانده و فرهنگی ما هم رخنه کرده است خدا نیامرزد آن افرادی که مسبب آن هستند شما در زدودن این همه نفرت در این افراد فرهنگی چه کردید!! این روزها که در منطقه شما وضع بهتر شده است ترا خدا اگر روزی ظلمی این طرف انجام شود آن جبهه گیری را هم می کنید واندالیزم شروع می شود 33 سال این جماعت آرانی وبیدگلی به دنبال نمایندگان کاشان دویدند و رای به آنها دادند یک بار این هم از صدقه سر تفرقه کاشانی ها با خودشان یک نماینده از این منطقه به بهارستان رفت شما می دانید لایه های درونی وبیرونی این جماعت کاشانی (اعم از بی سواد و با سواد ) چه حرف هایی دارند من کاشان زندگی می کنم هنوز اینها از شوک آن بیرون نیامدند اصلا برای من هیچ مفهومی ندارد که یک شیعه تا این حد حسادت و تکبر و قومی گری داشته باشد این هم در دارالمومنین کاشان که عزاداری آنها برای سالار شهیدان گوش فلک را کر می کند تا سر حد توهین ، افترا با هر وسیله ی حتی جوک تخریب می کنند می دانید منطقه ی و قومی نگاه کردن در اسلام گناه کبیره است !! شما تحصیلات حوزوی دارید واز من بهتر می دانید
ای کاش شما و آقای ناصریان در زدودن نفرت ها کاری می کردید از آقای ناصریان که گذشت نمی دانم شاید دلیلی برای کارش داشته باشد شما تا دیر نشده است جلوی این همه نفرت را بگیرید من فکر می کنم از نمازهای طولانی مستحبی بسیار ثوابش بیشتر بود ای کاش بسیاری از این جماعت که فقر و نداری سایه وار زندگی شان را دنبال می کند حداقل در کنار هم با دوستی و مهربانی زندگی می کردند
امیدوارم صاحب وبلاگ دل نوشته که از سال 60 با آقای روحانی حشر و نشر دارند این نوشته را به رویت آقای روحانی در اورند تاشاید با جوابیه ایشان ما از اشتباه در آمدیم