a

هانا آرنت، فیلسوف سیاسی، با بررسی پرونده آدولف آیشمن، یکی از سازمان‌دهندگان اصلی هولوکاست، مفهوم “بانالیته شر” (Banality of Evil) را معرفی کرد. آیشمن نه یک هیولا یا فردی روان‌پریش، بلکه یک بوروکرات عادی بود که وظایفش را بدون پرسش از اخلاقی بودن آن‌ها انجام می‌داد.

آرنت در کتاب “آیشمن در اورشلیم” نشان داد که آیشمن خود را نه یک جنایتکار، بلکه یک “تکنوکرات” می‌دانست که تنها دستورها را اجرا می‌کرد. او هیچ کینه شخصی نسبت به یهودیان نداشت و حتی در زندگی شخصی‌اش فردی منضبط و قانون‌مند بود.

مثال‌های تاریخی مانند هولوکاست، گولاگ‌های استالین، و انقلاب فرهنگی مائو نشان می‌دهند که چگونه “افراد عادی” بدون احساس گناه، در جنایت‌های سازمان‌یافته شرکت می‌کنند. و آنها این اعمال کثیف را تنها “انجام وظیفه” می‌دادند.

آرنت هشدار داد که

“شر” همیشه هیولاوار نیست؛ بلکه اغلب در قالب “انضباط”، “اطاعت”، و “انجام وظیفه” ظاهر می‌شود. این افراد، بدون پرسش از معنای اخلاقی اعمالشان، تنها دستورها را اجرا می‌کنند.


درس اصلی این است که باید همیشه نسبت به سیستم‌هایی که “اطاعت کورکورانه” را ترویج می‌کنند، هوشیار بود. “مسئولیت اخلاقی” هر فرد در برابر سیستم‌ها، تنها سدی است که می‌تواند از تکرار چنین فاجعه‌هایی جلوگیری کند

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان ۱۴۰۴ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ توسط فریدون کدخدایی |