a

 

سريال «زير تيغ» با قرار گرفتن در زمره‌ي پر مخاطب‌ترين مجموعه‌هاي حال حاضر سيما،بر اساس نظرسنجي‌هاي صداوسيما، 97 و نيم درصد از مخاطبان خود را راضي نگه داشته است. اين سريال كه از 10 آبان ماه به روي آنتن شبكه اول سيما مي‌رود، با نوساناتي چون تغيير در روز پخش مواجه بوده است.

هر چند اكثر بينندگان اين سريال، «زيرتيغ» را مجموعه‌اي «غمگينانه» مي‌دانند كه گاه تماشاي برخي قسمت‌ها را غيرممكن مي‌سازد، اما به نظر مي‌رسد محمدرضا هنرمند كارگردان اين مجموعه توانسته با بهره‌گيري از داستاني پرتعليق و بازيگراني حرفه‌يي بيننده تلويزيوني را با خود همراه سازد.

خبرنگار ايسنا، نظرسنجي با تعدادي از بينندگان تهراني سريال «زير تيغ» انجام داده است كه در زير مي‌خوانيد:

دختري 26 ساله از اهالي تهرانپارس، با اشاره به تم غمگين سريال «زير تيغ»، اين غمگيني را بارزترين ويژگي «زير تيغ» مي‌داند. وي بازي بازيگران را عالي توصيف مي‌كند و مي‌افزايد: اگر قرار است زير تيغ بينندگان خود را بگرياند، به خوبي از عهده اين كار برآمده است. اما گاه سريال‌هايي را مي‌بينيم كه قصد دارند، مخاطب خود را بگريانند اما برعكس، آنان را به خنده مي‌اندازند.

اين بيننده تلويزيوني ادامه مي‌دهد: ما خانواده‌هاي ايراني حقيقتا اين گونه هستيم، وقتي كسي مي‌ميرد انگار دنيا روي سرمان خراب شده است. «زير تيغ» اين حقيقت را به تصوير مي‌كشد و در عين حال مايه آرامش خانواده‌هايي است كه با غم مرگ عزيزانشان رو به‌رو بوده‌اند.

پسري 19 ساله، ساكن منطقه 7 تهران معتقد است: كارگردان «زير تيغ» اتفاقات اين سريال را خيلي كش مي‌دهد، ضمن اين كه صحنه‌ها خيلي با غم و غصه همراه است. وي به طرح اين پرسش مي‌پردازد: يك آدم بامرام كه بر اثر عصبانيت دوستش را مي‌زند، چرا زنگ نمي‌زند تا او را نجات دهد؟!

زني 50 ساله، ساكن منطقه 2 تهران، نيز مي‌گويد: كارگردان «زير تيغ» براي اين كه آن قدر آرام آرام حوادث را پيش مي‌برد، بايد توجيهي داشته باشد. وي ادامه مي‌دهد: به نظر مي‌رسد كارگردان اين سريال خيلي به رنگ سياه علاقه دارد. ضمن اين كه در برخي قسمت‌ها در يك صحنه چادر شخصيت‌ها عوض مي‌شود. خانم معتمدآريا گاه چادر كيفي سرش مي‌كند گاه جنس چادرش كرپ است.

پيرمردي 68 ساله، ساكن منطقه 10 تهران، اين مساله كه «زير تيغ» به زندگي سنتي پرداخته است را مثبت توصيف مي‌كند. وي ادامه مي‌دهد: در تهران طبقات اجتماعي، كاملا متفاوت ديده مي‌شود. در محله‌هايي كه داستان «زير تيغ» مي‌گذرد، هيچ نشاني از فرهنگ بالا شهر نيست. اين سريال به قشري خاص مي‌پردازد و از تجمل‌گرايي پرهيز كرده است.

دختري 20 ساله، ساكن منطقه 5 تهران، «زير تيغ» را سريالي «غمگينانه» مي‌داند كه هر وقت به تماشاي آن مي‌نشيند حالش بد مي‌شود. وي ادامه مي‌دهد: در بعضي قسمت‌ها آن قدر حالم بد مي‌شود كه نمي‌توانم پاي تلويزيون بمانم و از مادرم مي‌خواهم كه در پايان برايم جريان را تعريف كند.

اين بيننده تلويزيون، در عين حال موسيقي و بازي بازيگران سريال «زير تيغ» را مثبت ارزيابي مي‌كند و مي‌افزايد: زير تيغ از موضوعي تكراري برخوردار است اما خوب از آب درآمده است.

پسري 27 ساله، ساكن منطقه يازده تهران، «زير تيغ» را داراي آغازي خوب مي‌داند كه در قسمت‌هاي بعدي با افت مواجه شد. وي در عين حال مي‌گويد: زير تيغ چند قسمت است كه وارد فاز جالب توجهي شده و حال بايد ديد در ادامه چه اتفاقي مي‌افتد. بازي بازيگران اين سريال هم همانند داستان با افت و خيز همراه بوده است اما من شخصيت «دايي» را خيلي مي‌پسندم.

زني 54 ساله، ساكن منطقه 7 تهران، نيز از «زير تيغ» به عنوان «مكمل ماتم مردم ايران» ياد مي‌كند.

مردي 37 ساله ساكن منطقه 20 تهران، زير تيغ را در مجموع سريال‌هايي قرار مي‌دهد كه بيننده‌ها يك هفته منتظر مي‌مانند تا بقيه داستان را به تماشا بنشينند. وي از قسمتي كه محمود آقا دستگير شد به عنوان جذاب‌ترين قسمت نام مي‌برد.

آقايي 34 ساله ساكن محله امامزاده حسن، مي‌گويد: «زير تيغ» سريال غمگيني است كه اتفاقات آن تا حدودي تماشاگر را اذيت مي‌كند.

آقايي 29 ساله ساکن منطقه 5 از موسيقي زيباي حسين عليزاده در اين سريال ياد ميکند و آنرا مکمل بازيهاي بيادماندني، فيلمنامه اي قوي ، کارگرداني ماهرانه و نهايتا سريال موفق زير تيغ ميداند. به اعتقاد وي پرويز پرستويي و معتمدآريا در اين سريال بازي نمي کنند بلکه در نقشهايشان زندگي ميکنند.

پسري 24 ساله ساكن منطقه 4 تهران، مي‌گويد: «زير تيغ» روي اعصاب مخاطب راه مي‌رود و خيلي هم كشدار است. وي از غزل صارمي و كوروش تهامي به عنوان بازيگراني كه از ايفاي نقش خود به خوبي برنيامده‌اند نام مي‌برد و در عين حال مي‌افزايد: سياوش تهمورث به همراه پرويز پرستويي و فاطمه معتمدآريا خوب بازي مي‌كنند. حيف شد كه جعفر مرد و آتيلا پسياني از سريال خارج شد.

پسري 15 ساله نيز درباره «زير تيغ» مي‌گويد: من دو قسمت اول را ديدم، اما در ادامه آن قدر حوادث كش دار شد كه ساير قسمت‌ها را دنبال نكردم.

خانمي 30 ساله ساكن منطقه 6 تهران، «زير تيغ» را سريالي تلخ با بازيگران خوب توصيف مي‌كند. او ادامه مي‌دهد: به علت حضور بازيگراني چون پرستويي و معتمدآريا به تماشاي اين سريال مي‌نشينم. تماشاي اين سريال مثل خوردن يك غذاي سنگين بدون مخلفات و چيزهايي بامزه است. وي مي‌گويد: «زير تيغ» علاوه بر بازي‌هاي روان، از فيلمنامه و فضاسازي‌هاي خوبي برخوردار است.اما آن چه بيشتر مي‌طلبد لحظات شاد،هر چند كوتاهي است كه مي‌تواند آن را در خاطره‌ها حفظ كند.

دختري 25 ساله، نيز «زير تيغ» را سريالي غمگين مي‌داند كه فيلم مستند، تماشاگر را به اين فكر مي‌اندازد كه حوادث آن واقعا اتفاق افتاده است.وي مي‌گويد: وقتي محمود آقا خودش را معرفي كرد از بار غم و قصه كم شد. البته اين سريال آموزنده هم هست و به كساني كه در موقع عصبانيت به هيچ چيز فكر مي‌كنند، هشدار مي‌دهد.

مردي 25 ساله از «زير تيغ» به عنوان مجموعه‌اي موفق ياد مي‌كند كه نشان مي‌دهد در كارهاي محمدرضا هنرمند تغيير نگرش رخ داده است. وي به سريال كاكتوس، شخصيت آقاي كتلميان در اين مجموعه و فيلم‌هاي مرد عوضي و موميايي 3 اشاره مي‌كند و مي‌گويد: سريال زير تيغ از توان فراگير هنرمند در ارائه قالب‌هاي مختلف نشان دارد.

اين بيننده در پايان خاطرنشان مي‌كند: «زير تيغ» با تكيه بر جزيياتي كه مي‌توانست مختصرتر برگزار شود، بيننده تلويزيوني را ياد رمان‌هاي بلند ايراني مي‌اندازد.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۸۵ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ توسط فریدون کدخدایی |