a
کنت تیمرمن در کتاب سوداگری مرگ مینویسد:« ایرانیها با عبور شبانه از آب، نه فقط ارتش عراق را در فاو که بسیاری از تحلیلگران نظامی در سراسر جهان را غافلگیر کردند». و این غافلگیری در عملیات والفجرهشت بدون حماسۀ غواصانِ خطشکن، ناممکن بود. صدها نفر را تصور کنید در شب زمستانیِ رودخانۀ خروشان اروند، که بیصدا از عرض رودخانه عبور میکنند، به دل دشمن میزنند تا جای پایی برای خط دوم نیروهای آفندی خودی دستوپا کنند. بسیاریشان همان روی آب هدف قرار گرفتند، خیلیهایشان مغلوب سرمای آب شدند و بسیاری دیگر در نبرد نهایی برای فتح سنگرهای عراقی جان دادند. احمد دهقان در کتابِ « من قاتل پسرتان هستم» داستان غواصی را روایت میکند که برای اینکه عملیات لو نرود، سر همرزم زخمیش را که ناله میکرد آنقدر زیر آب نگه میدارد تا او جان میدهد. تلخترین بخش ماجرا شاید این باشد که همه میدانند روایت دهقان، قصه نیست. همه میدانند این بچهها که اکثرشان اهل زنجان و اردبیل بودند، واقعا با چنین تجربههایی مواجه شدند. فیلمی هست که غواصان خطشکن والفجرهشت را در حال وداع نشان میدهد. نگاهش که میکردم نمیشد آن صدای درون ذهنم را ساکت کنم که مدام میپرسید چند نفر از اینها آفتاب فردا صبح را هرگز ندیدند؟
این نوشته به یاد شهدای غواص عملیاتهای والفجرهشت، کربلایچهار و کربلای پنج نوشته شد.
@chelsalegi