a

در سیاست بین‌الملل، توافق‌ها صرفاً بر پایه اعتماد پایدار نمی‌مانند؛ دوام آنها زمانی تضمین می‌شود که منافع اقتصادی طرفین در قالب سرمایه‌گذاری مستقیم، تجارت دوجانبه و فناوری به هم گره خورده باشد و هزینه خروج از توافق بیشتر از سود نقض آن باشد.

برجام نمونه‌ای از توافق شکننده بود؛ FDI در صنایع کلیدی ایران کمتر از ۵۰۰ میلیون دلار در ۲ سال اول بود و ایران به شبکه SWIFT متصل نشد، بنابراین خروج آمریکا هزینه اقتصادی ملموسی نداشت.

طبق نظریه وابستگی متقابل پیچیده (Complex Interdependence)، پایداری توافق‌ها از حجم واقعی تجارت و سرمایه‌گذاری متقابل حاصل می‌شود، نه وعده‌های سیاسی.
برای نمونه، حجم تجارت چین و آمریکا در ۲۰۲۴ حدود ۷۰۰ میلیارد دلار و سرمایه‌گذاری دوجانبه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار بود؛ این وابستگی اقتصادی، بازدارندگی غیرنظامی ایجاد می‌کند.

درس ایران روشن است: هر توافق مؤثر باید با سازه‌های اقتصادی غیرقابل بازگشت همراه باشد؛

پروژه‌های سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری، اتصال نظام بانکی به شبکه جهانی، و قراردادهایی با Cost of Exit بالا، تا خروج طرف خارجی باعث خسارت فوری و ملموس شود.


در نهایت، تضمین واقعی توافق‌ها در جهان امروز از مسیر اقتصاد وابسته و منافع مشترک می‌آید، نه اعتماد یا وعده سیاسی. وابستگی اقتصادی، همان ضمانت اجرایی توافق است.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۳ساعت ۱۱:۵۳ ب.ظ توسط فریدون کدخدایی |